أبو الحسن الشعراني

162

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

قتاده و عمرو بن عبيد شاگردان حسن بصرى بودند و مذهب حسن در فاسق آن بود كه منافق بود . پس از وفات حسن مناظره رفت و اصل بن عطا را با عمرو بن عبيد در اين مسأله ، و اصل ابطال اين مذهب بكرد و منزلت بين المنزلتين اظهار كرد . علّامه شعرانى : در آن‌كه شهادت به خداى و رسول دهد ، امّا اگر مرتكب معاصى باشد ، خلاف است ؛ و عيديهء خوارج گويند : كافر باشد ؛ چون عمل جزء ايمان است و ايمان اقرار به زبان است و تصديق به قلب و عمل به اركان . و جماعت مرجئه گويند : چون كسى مؤمن باشد ، معاصى او را زيان ندارد . و معتزله گفتند : او را منزلتى است ميان ايمان و كفر ، نه مؤمن است و نه كافر و آن را منزلت بين المنزلتين گويند . و اين قول صحيح نيست ؛ چون يا بايد او را مؤمن شمرد يا كافر و خداوند چيزى غير اين دو نفرمود . مؤمن پاك است و نكاح او جايز و ميراث از مؤمن مىبرد و بر مرده‌اش نماز كنند و در قبرستان مسلمانان دفن مىشود و كافر بر خلاف اين . در شرع براى فاسق حكمى غير اين دو ثابت نكرد و حسن بصرى گويد : فاسق منافق است . اين هم صحيح نيست ؛ زيرا كه ظاهر منافق و باطن او مخالف يكديگرند و فاسق باطنش با ظاهر مطابق است و قول صحيح كه علماى شيعه و غالب اهل سنّت برآنند ، اين است كه عمل جز ايمان نيست و فاسق كه عمل نيك ندارد ، مؤمن است ، پاك است و نكاح او جايز و در مسجد درآيد و مصحف به او بفروشند و بر مرده‌اش نماز گزارند و در قبرستان مسلمانان دفن كنند ، هرچند در آخرت به عقوبت فسق معذّب باشد . و آن روايت كه گويد ايمان اقرار به زبان و تصديق به جنان و عمل به اركان است ؛ چون بر خلاف اجماع شيعه و سيره مستمرهء ايشان است ، بايد آن را ردّ يا تأويل كرد به ايمان كامل . و نيز اگر يكى از علما چنين تعبير كند ، مرادش ايمان كامل است ، چنان‌كه گفتند : « المسلم من سلم المسلمون من يده و لسانه و « المؤمن من يؤمن بوائقه » و در روايتى زيارت اربعين را علامت ايمان شمرده است ، يعنى تشيّع و محلّ نزاع و سخن علما در ايمان كامل نيست بلكه در تقسيم مردم به دو قسم مؤمن و كافر و تفريق حكم